ماييم و يك دل عاشق...
اين دل ...عاشق نيست...
اين دل بازيچه اي شده براي كودك بازيگوش هوس...
عشق را سرپوشي كرده ام...
و چون شعري كودكانه ، آموزشش مي دهم به اين طفل بازيگوش...
تا او هم در لحظه ي بازي ، زمزمه اش كند آرام...
اين شعر كودكانه سرپوش است...بر هوس ها...
شايد تنها ...تنها با نام عـــــشــــق دل را خوش كنم به رهِ رفته ...
به رهي كه در آن كودك بازيگوش هوس ،
با تمام شيرين زباني هايش فريبم داده...
و حالا...
تنبيهي لازم است...براي اين طفل بازيگوش هوس ؟؟!!
نـــــــه...براي دل........
كه گرفتار شيرين زباني كودك هوس شده...

في البداهه بود.
سلام دوباره برگشتم...عذر تقصير اگر نبودم و سر نزدم...
مشكلي برام پيش اومده...استخاره كردم و ...
دعــــا كنيد برام...


