تبليغاتX
دوزخ برزخ بهشت



before you speak, listen

before you write, think

before you spend, earn

before you invest, investigate

before you criticize, wait

before you pray, forgive

before you quit, try

before you retire, save

before you die, give

William Arthur Ward

پيش از اين كه حرفي بزني، گوش كن.

پيش از اين كه چيزي بنويسي، فكر كن.

پيش از اين كه خرج كني، بدست بياور.

پيش از اين كه سرمايه گذاري بكني، تحقيق كن.

پيش از اين كه انتقاد بكني، صبر كن.

پيش از اين كه نيايش بكني، عفو كن.

پيش از اين كه رها بكني، تلاش كن.

پيش از اين كه بازنشسته شوي، پس انداز كن.

پيش از اين كه بميري، ببخش.

ويليام آرتور وارد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 19:17  توسط شاهسپرم  | 



آن ها كه غايبند،كمال مطلوب اند.حاضرين معمولي و پيش پا افتاده اند.

The people who are absent ,are the ideal;those who are present,seem to be quite commonplace

پيش از ان كه كاري بكني ،بايد كسي باشي.

 Before you can do something ,you must first be something

چه شيرين است اعتقاد راسخ خود را از زبان ديگري شنيدن.

Oh how sweet it is to hear one's own convictions from another's lips

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 10:22  توسط شاهسپرم  | 



گل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 12:30  توسط شاهسپرم  | 



قسمتی از یک داستان از جبران خلیل جبران :

عشقی که حاصل می اید

عصیانی که پدید می اید

ازادی ای که برافراشته می شود

سه تجلی خداوندند.

و خداوند بیان جهان هوشمند است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 12:28  توسط شاهسپرم  | 



 

خالق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 13:35  توسط شاهسپرم  | 



my father when I was...

4years old : My daddy can do anything.

5years old : My daddy knows a whole lot.

6years old : My dad is smarter than your dad.

8 years old : My dad doesn't know exactly everything.

10 years old : In the olden days when my dad grew up ,things were sure different.

12 years old : Oh, well,naturally father doesn't know any thing about that.

he is too old to remember his childhood.

14 years old : Don't pay any attention to my father.

he is so old-fashioned.

21 years old : Him?my lord ,he's hopelessly out of date.

25 years old : Dad knows a little bit about it,but then he should because he has been around so long.

30 years old : Maybe we should ask dad what he thinks.

after all,he's had a lot of experience.

35 years old : I'm not doing a single thing until I talk to dad.

40 years old : I wonder how dad would have handled it. he was so wise and had a world of experience.

50 years old : I'd give anything if dad were here now so I could talk this over with him.too bad I didn't appreciate how smart he was.I could have learned a lot from him.

 

by : Ann Landers

book :chicken soup for the soul

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 13:4  توسط شاهسپرم  | 



از چیزی که نتوانم تحسینش کنم حرف نمی زنم.

گوته

تحسين

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 20:57  توسط شاهسپرم  | 



کار ما نمایانگر قابلیت های ماست.

بلندهمتی و عشق دو بال کردارهای بزرگند.

تاریخچه ی نوع بشر شخصیت اوست.

گوته

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 20:46  توسط شاهسپرم  | 



روزی زشتی و زیبایی بر ساحل دریایی با هم ملاقات کردند و به یکدیگر گفتند بیا در دریا حمام کنیم.

بعد لباسهایشان را کندند و در دریا شنا کردند و پس از مدتی زشتی به ساحل برگشت و لباس های زیبایی را بر تن کرد و رفت.زیبایی از دریا بیرون امد و رخت خود را نیافت.لباس زشتی را بر تن خود کرد و راه خود را در پیش گرفت و رفت.

تا امروز مردان و زنان این دو را با هم اشتباه می گیرند.اما کسانی هستند که به چهره زیبایی نگریسته اند و او را در ورای جامه هایش می شناسند و هستند کسانی که سیمای زشتی را می شناسند و لباس قادر نیست جلوی دیدشان را بگیرد...

جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:44  توسط شاهسپرم  | 



چند روز دیگه روز پدره.

این روز رو به همه ی پدر ها مخصوصا پدر خودم تبریک می گم.باباجون روزتون مبارک.

لا اقل این روز ها باباهاتون رو اذیت نکنید تا بابا جون هم با کمربند و ...حالتون رو نگیره!

البت اين روزها هيچ كدوم از باباهاي گل  همچين كاري نمي كنند !

پدر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 18:56  توسط شاهسپرم  | 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 18:54  توسط شاهسپرم  | 



« مراقب گفتارت باش، آنها به كردار تبديل مي شوند»
«
مراقب كردارت باش، آنها به عادات تبديل مي شوند
»
«
مراقب عادات باش، آنها به شخصيت تبديل مي شوند
»
«مراقب شخصيتت باش، آن سرنوشت تو خواهد شد»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 18:29  توسط شاهسپرم  | 



روباهی در طلوع خورشید به سایه ی خود نگریست و گفت :امروز نهار یک شتر خواهم خورد.

و تمام روز او در جست و جوی شتران بود.اما در ظهر بار دیگر سایه اش را دید و گفت :یک موش هم

 می توان خورد !

جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 18:22  توسط شاهسپرم  | 



برگ
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 13:50  توسط شاهسپرم  | 



.زمين
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 13:45  توسط شاهسپرم  |