بنــــــــــــازم همت والاي مــــــــــادر
به قـــــــربان قـــــــد و بالاي مـــــادر
تن جـــــان و سر و پايم فــــــدا بـــــاد
بــــــــه راه صبر جـــــــانفرساي مادر
نمي رفتم به خــــواب راحت و خوش
نبــــــود از نغمه يي لالاي مـــــــــادر
فــروغش روشنايي بخش جانهــــاست
رخ همر جهـــــــــان آراي مــــــــادر
ادا نتوان كنـــــم حقش ,اگــــــــــر سر
بريزم همچــــــو زر در پـــــــاي مادر
به كودك , بـــــوي مادر مـي دهد جان
نگيرد دايه هـــــرگز, جاي مـــــــــادر
همه شب ديده گان من , بــــــود باز
كه باشد انـــــدر آن , مـــــاواي مـــادر
لبم را بوسه ها مــــــــــــي زد شبانگاه
لب شيــــرين شكـــــــــر زاي مـــــادر
مي عشق و وفـــــا, دركــام من ريخت
بـــــود اين مستي از صهباي مـــــــادر
مــــــرا با شيره ي جان , پرورش داد
دل پر مهــــــــــــر و پرغــوغاي مادر
نخستين حـــــــرف را , او يـاد من داد
منم يك قطر ه از در پــــاي مـــــــــادر
گلـم با آب مهر ش , چـون عجين گشت
بـــــــه سر باشد مرا , سوداي مـــــادر
نبي فـــــــــرموده انــــــدر شــــان مادر
كــــــه جنت هست , زيـــــــر پاي مادر
و آخر هم اين گرماي آغوش مادر بود كه كودك را آرام كرد...

مامان جون روزت مبارك!
و آن دم كه ميوه ممنوعه در دستانم جاي گرفت و با
عطر سرمست كننده اش فريبم داد.....................
لحظه اي....حتي براي لحظه اي به ياد تو نبودم.....
تو...........................................................
تمام وجودم پر بود از آتش هوس....فقط هوس بود و هوس
و بعد تنها پشيماني بود......پشيماني...................
نه سيب نه گندم.اين نام تو بود كه انسان را فريب داد.
نام تو مجنون ، نام تو ليلي ، نام تو چيست؟.....

از جدایی ها شکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از دورن من نجست اسرار من
سر من از ناله ی من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتش است این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد
نی حریف هر که از یاری برید
پرده هاایش پرده های ما درید
همچو نی زهری و تریاقی که دید؟
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟
نی حدیث راه پرخون می کند
قصه های عشق مجنون می کند
محرم این هوش جز بی هوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو:"رو باک نیست
تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست"
هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد
درنیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید_ والسلام
حضرت مولانا

پ.ن:مولانا این ابیات رو در حالت معراج گونه ای در هجران حضرت حق سروده.
يك سال پيش يه هنردوست با كلي فكر وهدف به دنيا اومد.
هنردوست پر بود از احساسات هنري ، پر بود از افكار بلند و اهداف شايد
دست نيافتني...
تصميم داشت هنر رو به نمايش بذاره ،احساس رو و يه عالمه شـــــــــــــعر.....
هنردوست الان يك سالشه ....شايد بشه بهش گفت هنرمند...
و هنوز عاشق هنر ، ادبيات ، عرفان ، عدالت و خــــــــــداست..............
پ.ن:ممنون كه يه سال اومديد و رفتيد .سر زديد. نظر داديد. انتقاد كرديد.
شرمنده اگه ضعيف عمل كردم .![]()
يك سال نوشتم ...هنوز هم حس مي كنم هيچي از هنر سر در نميارم!![]()
فال گرفتم :
چو قسمت ازلي بي حضور ما كردند گر اندكي نه بوفق رضاست خرده مگير
حافظ


به فرم ابرها دقت کنید...
كه گلي با چشمي
بلبلي با گوشي
رنگ زيباي خزان با روحي
نيش زنبور عسل با نوشي
كار همواره باران با دشت
برف با قله كوه
رود با ريشه بيد
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمهای با آهو
برگهاي با مهتاب
و نسيمي با زلف
شب و روز و طبيعت با ما
عشقبازي به همين آسانيست
شاعري با كلماتي شيرين
دست آرام و نوازشبخش بر روي سري
پرسشي از اشكي
و چراغ شب يلداي كسي با شمعي
و دل آرام و تسلا
و مسيحاي كسي يا جمعي
عشقبازي به همين آسانيست
كه دلي را بخري بفروشي مهري
شادماني را حراج كني
رنجها را تخفيف دهي
مهرباني را ارزاني عالم بكني
و بپيچي همه را لاي حرير احساس
گره عشق به آنها بزني
مشتريهايت را با خود ببري تا لبخند
عشقبازي به همين آساني است
هر كه با پيش سلامي در اول صبح
هر كه با پوزش و پيغامي با رهگذري
هر كه با خواندن شعري كوتاه با لحن خوشي
نمك خنده بر چهره در لحظه كار
عرضه سالم كالايي ارزان به همه
لقمه نان گوارايي از راه حلال
و خداحافظي شادي در آخر روز
و نگهداري يك خاطر خوش تا فردا
و ركوعي و سجودي با نيت شكر
عشقبازي به همين آساني است...

برگرفته از سایت ارواح و فراروان
ایام فاطمیه تسلیت باد.
وآن كس كه تو را زاد ، تو را زاد و مرا كشت
« دقيقي »

God didn't promise days without pain, laughter, without sorrow, sun without rain, but He did promise strength for the day, comfort for the tears, and light for the way
خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پایداری در آن روزها ، و وعده تسلی پس از اشک و چراغ راه را داده است
به نظر من گریستن یکی از معجزات الهیه ....
نظر شما چیه؟.......

هم او ساغر, هم او ساقی, هم او می
هو الاول, هو الآخر, هو الحّق
هو الظاهر, هو الباطن, هو الحّی

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ...
نه برای تکراراشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی
قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش
عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات

ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست.
آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست.
اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.
به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.

این ها مال دوران بچگی بود نه ؟! ای کاش نبود !..........
به درخت ها نگاه کن.
اون ها هم آلودگی رو از خودشون پاک کردن .
ببین برگ های سبز در آوردن .پس ما چرا این کار رو نکنیم ؟!!

پ.ن:دوستان امسال هم تموم شد...
سال ۸۷ با تموم خوبی ها و بدی هاش رفت...
پ.ن۲:ای کاش امسال دیگه غافل نمونیم.......
پ.ن۳:امیدوارم مثل ماهی های ۷ سین پر جنب و جوش
مثل سبزه ۷ سین سبز و مثل بهار بهاری باشید عزیزان.
پ.ن۴:خدایا کمکمون کن سال نو رو به خوبی آغاز کنیم......
با هم مشاجره كرديم و من از روي خشم محكم
به صورتش سيلي زدم.
چشمانش پر از اشك شد اما هيچ نگفت و تنها نگاهم كرد.
رفتم......
رفتم و تنهايش گذاشتم..............
اما او باز هم چيزي نگفت.............
به دنبالم آمد.......دستم را گرفت معذرت خواهي
كرد...................
خجالت كشيدم ....از خودم......
حتي به خاطر سيلي عذرخواهي هم نكردم .....
اما او......
اي كاش بتونيم يكديگر رو راحت ببخشيم..............

میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) مبارک باد.
يكی لبهاش تو خواب هم غرق خنده ست يكی چشماش تو خوابم خيس خيس
یکی گیر یه لقمه مونده امشب.......................................................
یکی پارکینگش،دیگه جا نداره.....................................................


يعني مرگ زمين ،
يعني صداي كلاغ ها و یعنی نیستی و پایان هستي؟!............
آره يه روز زمستوني بود. ولي اين جور كه مي گن برفي دركار
نبوده.
آخه اسفند كه ديگه برفي رو زمين نمي مونه خودش يه جورايي
بهاره .....

پ.ن:من متولد پنجمين روز سومين ماه آخرين فصل سالم.تولدم مبارك
حسین یعنی شهامت
حسین یعنی اقتدار
حسین یعنی ..............................................

شهادت امام بزرگوارمون شهید کربلا رو به همتون تسلیت می گم.
یکسان یعنی چی ؟ می شه تفسیرش کرد ؟
![]()
وقتی خوندمش متوجه شدم چه قدر پر معناست...
یه جورایی یاد یه اتفاق هایی افتادم . از این که گاهی اوقات چه قدر در حق افراد اجحاف می شه.
دلم گرفته ...خیلی ...خیلی زیاد.......
چنگ بازان است گويي شاخک شاهسپرم
پاي بطان است گويي برگ بر شاخ چنار
منوچهري
در صلوات آمده ست برسر گل عندليب
در حرکات آمده ست شاخک شاهسپرم
منوچهري
پر از چين شود روي شاهسپرم
چو تازه شود عارض گلنار
ناصرخسرو
سلام این مدت که نبودم من رو از یاد نبردید که ؟؟؟!!!
فکر کنم باز یه مدت نباشم آخه کارهام خیلی سنگینن ولی خب باز هم بر می گردم.
این یکی از کارهامه تكنيكش قلم فلزيه . ازش خوشم اومد.
اگه زیاد جالب نیست به بزرگی خودتون بببخشید دیگه!

راستی بیاین برای آزادی غزه و نجات کودکان مظلومش دعا کنیم.....
بدرود


